صلواتي
این نرم افزار شامل خاطراتی بسیار کوتاه (داستانک یا همان مینی مال) از حضرت امام و شهدای انقلاب اسلامی است. که به مرور زمان کامل خواهد شد و روی سایت قرار خواهد گرفت.
نسخه یک این نرم افزار شامل خاطراتی از: حضرت امام (ره)، شهید مظلوم آیت الله بهشتی، رئیس جمهور شهید محمدعلی رجایی، شهید دکتر مصطفی چمران، شهید حسن باقری، شهید مهدی زین الدین، شهید مهدی باکری، شهید حسین خرازی و همچنین یکصد داستانک با موضوع دفاع مقدس می باشد.
این نرم افزار به علت سبک بودن در اکثر قریب به اتفاق گوشیها قابل اجراست. (لااقل در مورد گوشیهای سونی اریکسون از مدل K300 به بالا و چند مدل از گوشیهای ال جی، نوکیا و موتورلا نرم افزار به خوبی و با سرعت بالا اجرا شد.)
صلواتي
فایل هایی که روی سرور 4shared آپلود شده اند به صورت HTML باز می شوند برای دانلود آنها صبر کنید تا صفحه به طور کامل بالا بیاید و سپس download file را بزنید.
*28 دی ۸۸- جنگ نرم
*۳ خرداد ۸۸- جمهوری که هست؛ جمهوری که نیست و بیست سال خامنه ایسم - حجم ۸.۹۴MB
* فروردین ۸۶- آنفولانزای نیویورکی - حجم ۳.۶۳MB
* ۵ آذر ۱۳۸۵ - دانشگاه شهید چمران اهواز - نقد سیاست خارجی دولت نهم حجم 4.66MB
قسمت پرسش و پاسخ حجم 3.40MB
* ۳ خرداد ۱۳۸۵ - دانشگاه تهران - مهندسی سیاسی انقلاب ۲ (کیفیت بالاتر از قبلی) حجم 5.82MB
(سخنرانی امسال دانشگاه تهران مثل سال های قبل بدون حاشیه نبود و عده ای قصد اغتشاش در جلسه را داشتند)
* اسفند ۱۳۸۴- تبریز - رویارویی ایران و غرب حجم 4.11MB
* بهمن ۱۳۸۴- شاهین شهر - تجزيه و تحليل شيطان پرستي در دنياي ترانس مدرن و عينيت يافتن شيطان در قرن ۲۱ حجم 3.98MB
* آذر ۱۳۸۴ - مشهد از دولت کریمه تا نهضت جهانی جم3.57MB
* مهر ۱۳۸۴ - اراک جهنم هسته ای حجم 4.71MB
* ۲۷ مهر ۱۳۸۴ - تبریز راهکارهای تداوم عدالت طلبی حجم 2.24MB
* ۳ خرداد ۱۳۸۴ - تهران مهندسی سیاسی حجم 4.08MB
* ۲۷ شهریور ۱۳۸۳ - تبریز پاسخ به شبهات مهدویت(شبهاتی که توسط دکتر سروش مطرح شده اند) حجم 3.33MB
* ۳ خرداد ۱۳۸۳ - تهران - شهادت طلبی و مسئله ی جهاد حجم 3.51MB
* سال ۸۲ - آسیب پذیری و تهدید امنیت ملی ایران حجم 5.55MB
* اتهامات ایشان از زبان خودشان حجم 944KB
* پروتکل های یهود - غرب شناسی حجم 3.89KB
* پست مدرن - غرب شناسی حجم 3.47MB
* ترنس مدرن - غرب شناسی حجم 3.60MB
* تروریزم روانی - شبکه ی جام جم حجم 2.52MB
* تکنو تروریزم - شبکه ی جام جم حجم 3.00MB
* جنگ های صلیبی - شبکه ی جام جم حجم 2.85MB
* مهدویت حجم 3.63MB
منبع: http://abbasifans.blogfa.com
صلواتي
دانلود 176 سخنرانی از حسن عباسی
سخنرانی دکتر عباسی در مورد پروژه آژاکس 2 در دهمین انتخابات ریاست جمهوری بخش اول
سخنرانی دکتر عباسی در مورد پروژه آژاکس 2 در دهمین انتخابات ریاست جمهوری بخش دوم
1) جمهوری که بود؛ جمهوری که هست؛ جمهوری که نیست و بیست سال خامنه ایسم - 3 خرداد 88 - (کامل)
2) جمهوری که بود؛ جمهوری که هست؛ جمهوری که نیست و بیست سال خامنه ایسم - 3 خرداد 88 - بخش اول
3) جمهوری که بود؛ جمهوری که هست؛ جمهوری که نیست و بیست سال خامنه ایسم - 3 خرداد 88 - بخش دوم
4) جمهوری که بود؛ جمهوری که هست؛ جمهوری که نیست و بیست سال خامنه ایسم - 3 خرداد 88 - بخش سوم
5) جمهوری که بود؛ جمهوری که هست؛ جمهوری که نیست و بیست سال خامنه ایسم - 3 خرداد 88 - بخش چهارم
6) جمهوری که بود؛ جمهوری که هست؛ جمهوری که نیست و بیست سال خامنه ایسم - 3 خرداد 88 - بخش پنجم
8) دکتر عباسی: آقای میر حسین موسوی باید تکلیفش را با جریانی که 250 نفرش جاسوسی میکنه روشن کند
9) پاسخ دکتر عباسی به سوالاتی در مورد انتقاد به سیاست خارجی دولت نهم - دکتر عباسی
10) تریبون آزاد و پاسخ دکتر عباسی در رابطه اوضاع اقتصادی ایران و جهان - دکتر حسن عباسی
11) ادامه جو سازی و فحاشی و شانتاژ طرفداران موسوی و بر هم زنندگان مراسم - دکتر حسن عباسی
14) بررسی موضوع عملکرد اسفندیار رحیم مشائی، مدرک جعلی کردان و ریشههای "کردانیسم" - دکتر حسن عباسی
16) ورود جمهوری نهم به خطوط قرمز غرب در حوزه سیاست خارجی - دکتر حسن عباسی
19) غرب شناسی استراتژیک؛ اخلاق در غرب - دکتر حسن عباسی
20) غرب شناسی استراتژیک؛ پروتکل های یهود - دکتر حسن عباسی
21) غرب شناسی استراتژیک؛ هنر در غرب (2) - دکتر حسن عباسی
22) غرب شناسی استراتژیک؛ هنر در غرب (1) - دکتر حسن عباسی
23) غرب شناسی استراتژیک؛ جهان برژینسکی(2) - دکتر حسن عباسی
24) غرب شناسی استراتژیک؛ جهان برژینسکی(1) - دکتر حسن عباسی
25) غرب شناسی استراتژیک؛ ترانس مدرنیسم - دکتر حسن عباسی
26) غرب شناسی استراتژیک؛ وضعیت پست مدرن - دکتر حسن عباسی
27) غرب شناسی استراتژیک؛ نیل به گزشافت - دکتر حسن عباسی
28) غرب شناسی استراتژیک؛ انتقال شناسی به مثابه روش - دکتر حسن عباسی
29) غرب شناسی استراتژیک؛ فراماسونری - دکتر حسن عباسی
30) غرب شناسی استراتژیک؛ فمینیسم - دکتر حسن عباسی
31) غرب شناسی استراتژیک؛ پارادایم های حاکم بر جهان - دکتر حسن عباسی
32) غرب شناسی استراتژیک؛ جهان فرانسیس فوکویاما - دکتر حسن عباسی
33) غرب شناسی استراتژیک؛ نهادهای تصمیم ساز - دکتر حسن عباسی
34) غرب شناسی استراتژیک؛ جهان هانتینگتون - دکتر حسن عباسی
35) غرب شناسی استراتژیک؛ جهان تافلر - دکتر حسن عباسی
36) غرب شناسی استراتژیک؛ ژئوپولتیک - دکتر حسن عباسی
37) غرب شناسی استراتژیک؛ غرب هژمون - دکتر حسن عباسی
38) غرب شناسی استراتژیک؛ مؤلفه های غرب فلسفی - دکتر حسن عباسی
39) غرب شناسی استراتژیک؛ سکولاریسم - دکتر حسن عباسی
40) غرب شناسی استراتژیک؛ انتقال از سنت به مدرنیسم - دکتر حسن عباسی
41) غرب شناسی استراتژیک؛ عصر مدرن (جهان دکارت) - دکتر حسن عباسی
42) غرب شناسی استراتژیک؛ عصر ایمان در قرون وسطی - دکتر حسن عباسی
43) غرب شناسی استراتژیک؛ قرون وسطی(2) - دکتر حسن عباسی
44) غرب شناسی استراتژیک؛ قرون وسطی(1) - دکتر حسن عباسی
45) غرب شناسی استراتژیک؛ عصر امپراطوری روم - دکتر حسن عباسی
46) غرب شناسی استراتژیک؛ ازخوانی تورات - دکتر حسن عباسی
47) غرب شناسی استراتژیک؛ عصر یونانی مآبی (هنلیسم) - دکتر حسن عباسی
48) غرب شناسی استراتژیک؛ عصر شیطان گرایی - دکتر حسن عباسی
49) غرب شناسی استراتژیک؛ عصر خردگرایی(2) - دکتر حسن عباسی
50) غرب شناسی استراتژیک؛ عصر خردگرایی(1) - دکتر حسن عباسی
51) غرب شناسی استراتژیک؛ عصر طبیعت گرایی - دکتر حسن عباسی
52) غرب شناسی استراتژیک؛ عصر اسطوره گرایی(1) - دکتر حسن عباسی
53) غرب شناسی استراتژیک؛ عصر خرافه گرایی - دکتر حسن عباسی
54) غرب شناسی استراتژیک؛ چرا باید غرب را شناخت؟ - دکتر حسن عباسی
57) مهدویت؛ اکنون آخر الزمان : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
58) مهدویت؛ پیش به سوی آرماگدون : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
59) عسکریت؛ دکترین عسکریت و جامعه عسکری : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
60) نقویت؛ دکترین نقویت و جامعه نقوی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
61) تقویت؛ دکترین تقویت و جامعه تقوی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
62) رضویت؛ دکترین رضویت و جامعه رضوی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
63) موسویت؛ دکترین موسویت و جامعه موسوی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
64) جعفریت؛ دکترین جعفریت و جامعه جعفری : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
65) باقریت؛ دکترین باقریت و جامعه باقری : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
66) سجادیت؛ دکترین سجادیت و جامعه سجادی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
67) حسینیت؛ جامعه حسینی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
68) حسینیت؛ قیام حسینی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
69) حسینیت؛ اصلاحات حسینی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
70) حسینیت؛ دکترین حسینی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
71) حسنیت؛ جامعه حسنی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
72) حسنیت؛ قعود ساباط : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
73) حسنیت؛ دکترین صلح : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
74) فاطمیت؛ جامعه فاطمی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
75) فاطمیت؛ آتش و یاس : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
76) فاطمیت؛ زن، سیاست، تمدن : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
77) علویت؛ جامعه علوی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
78) علویت؛ در محاصره : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
79) علویت؛ دکترین غدیر : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
80) محمدیت؛ جامعه محمدی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
81) محمدیت؛ مدینه النبی(ص) : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
82) محمدیت؛ دکترین بعثت(2): مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
83) محمدیت؛ دکترین بعثت(1): مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی
صلواتي
آسیبشناسی فرهنگي نیروهای انقلاب
گفتاري از وحید جلیلی، سردبير ماهنامهي "راه" در يكي از مساجد مشهد، فروردين هشتاد
[توضيح: آقاي جليلي در زمان ايراد اين سخنراني سردبير ماهنامهي سوره نبودهاند. در حال حاضر نيز هفتهنامهي كمان تعطيل شده]
مسئلهي مشترك
سؤالي كه همه جا مطرح است اين است كه «چه باید كرد؟»، «راهكار اجرایی چیست؟»، «ما نیرو داریم، امكانات داریم، اما چه باید بكنیم؟» در برابر این سؤالات یك راه این است كه بگوییم بیایید این كار را بكنید و هر كسی به فراخور حالش یك پیشنهادی ممكن است بدهد و انجام شود یا نشود، نتیجه بدهد یا ندهد.
اما میبینیم این سؤال منحصر به یكی دو تا پایگاه نمیشود و اپیدمی است. یعنی شما چه در تهران باشید، چه در مشهد، چه در الیگودرز، چیزی است كه بین همه حزباللهیها رایج است و شاید اشتباه باشد كه با یكی دو پیشنهاد بخواهید معضل را برطرف كنید. باید فكر كنیم چه شده است كه نیرو هست، امكانات هست، زمینه برای كاركردن هست ولی همه كاسه «چه كنم؟ چه كنم؟» به دست گرفتهاند. یعنی یك مقدار عمیقتر و ریشهایتر باید به موضوع نگاه كنیم.
چه میشود كه ما دهها هزار پایگاه و جلسه و تشكل و تجمع منتسب به انقلاب و ولایت و حزبا... و امثال اینها داریم و سالانه صدها میلیارد تومان پول دارد به نام فرهنگ خرج میشود، اینهمه هم وقت گذاشته میشود، ولی اوضاع این است كه هست یعنی جماعتی كه كمّاً و كیفاً از ما كمترند، میشوند علمدار فرهنگ و علم و هنر در این كشور و ما همیشه در موضع انفعال و ضعف قرار میگیریم. این یك سؤال جدی است كه باید به آن توجه كنیم. شما تنها 36 هزار پایگاه بسیج در كشور دارید جدای از جلسات و مجامع مستقلی كه وجود دارد. ما به این مسئله میخواهیم توجه كنیم.
صورتبندی بحث را در دو قسمت ارائه میكنم، یك قسمت بحث محتوای حركتهای فرهنگی است و دیگری بحث ابزارها و شكل كارها است كه این دو به هم ربط دارند و جدای از هم نیستند.
بچههای حزباللهی امر برایشان مشتبه شده است. فكر میكنند كه نمیدانند چه باید بكنند یا چطوری باید كار بكنند یا راهكارها چیست؟ درصورتیكه وقتی دقیق میشوید میبینید كه بیشتر از آنكه مشكل ابزار باشد و امكانات و راهكارها، بیشتر مشكل هدف است، یعنی بچه حزباللهیها هدف را گم كردهاند و نمیدانند به كجا میخواهند بروند چه چیزی را میخواهند خراب كنند، چه چیزی را میخواهند بسازند؟
اسلام علیه اسلام
وقتی كه میگوییم «جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» قبلش باید تكلیفمان را با چیزی به نام «انقلاب اسلامی» مشخص كرده باشیم. اگر ما انقلاب اسلامی را نشناسیم هركاری را هم كه با انتساب به انقلاب انجام دهیم معلوم نیست كه در جهت اهداف انقلاب باشد و الان آسیب بزرگ بسیاری از حزباللهیها این است كه نمیدانند انقلاب اسلامی یعنی چه؟!
همه یك مفهوم خیلی بسیطی از انقلاب اسلامی در ذهنشان است و هر كاری را هم كه انجام میدهند، میگویند ما در خدمت انقلاب اسلامی داریم كار میكنیم و بعد كه نگاه میكنی میبینی كه كلی حركت دارد انجام میشود در تضاد با انقلاب اسلامی در همین پایگاهها توسط ما ریشدارهای چفیه به گردن آنهم با نیتهای خوب!
انقلاب اسلامی به تعبیر امام حركتی بود بر علیه یك نوع اسلام ! این تعبیر صریح خود امام است میگوید در انقلاب، مردم ما بر علیه یك نوع اسلام قیام كردند. در نامه به سید حمید روحانی(رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی، دیماه67) میفرمایند: «شما باید نشان دهید كه مردم ما در انقلاب علیه ظلم و تحجر قیام كردند و فكر اسلام ناب را جایگزین اسلام سلطنتی، اسلام سرمایهداری، اسلام التقاطی و در یك كلمه اسلام آمریكایی كردند.»
ما با اسلام آمریكایی درگیر شدیم كه با آمریكا درگیر شدیم، ما با اسلام سلطنتی در افتادیم كه با سلطنت در افتادیم. این یك نكته اساسی است كه اگر ما امروز هم بخواهیم برای این انقلاب كار بكنیم باید توجه داشته باشیم وقتی میگوییم انقلاب اسلامی، یك اسلام خاص مورد نظر است. هر چیزی كه اسم اسلام داشت، اسلام انقلابی نیست.
همان امامی كه داریم اینقدر از او دم میزنیم چند صفحه صحیفه نور او را خواندهایم؟ ما كه ادعا داریم میخواهیم كار فرهنگی و حزباللهی بكنیم، اصلاً میدانیم امام كه بود و چه میگفت؟ یا تلقیمان از امام صرفاً یك پیرمرد عارف خوشسیما است. یك چنین تعبیری را از امام دارند جا میاندازند. امام كه بود؟ امام كسی بود كه مثلاً وقتی آب میخورد روی لیوانش یك كاغذ میگذاشت بعد مثلاً دو ساعت دیگر همان آب را میخورد. صرفاً از امام یك چهره اخلاقی و عرفانی ارائه كردهاند، حال آنكه امام تفكر سیاسی داشت. این ویژگیهایی كه خیلیها برای امام برمیشمارند ویژهي امام نیست. خیلیها بودند كه نماز شبشان ترك نمیشد، خیلیها بودند كه اسراف نمیكردند یا مثلاً با خانواده خیلی خوب بودند. امام برای خودش تفكر دارد و سعی كرده بدعتهای گذشتگان را بكوبد و آن اسلام واقعی را و اسلام ائمه را دوباره احیاء كند.
در بحث جنگ همینطور، الان هم كه باز اردوهای جبهه راه افتاده است. همه میگویند آقا ما باید دستاوردهای دفاع مقدس را حفظ كنیم. خب ببینیم امام راجع به جنگ چه تعبیری دارند (پیام به روحانیت، سال67): «ما در جنگ، ابهت ابرقدرتها را شكستیم، ما در جنگ دوست و دشمنمان را شناختیم، ما در جنگ فهمیدیم كه باید روی پای خودمان بایستیم، ما در جنگ…»
بعد میگویند كه «...و از همه اینها مهمتر [یعنی بهعنوان بالاترین و مهمترین دستاورد و ارزش دفاع مقدس]؛ استمرار روح اسلام انقلابی در پرتو جنگ تحقق پیدا كرد». این عین تعبیر امام است. خب حالا اسلام انقلابی یعنی چه؟ یعنی همین اسلام ماها؟ یعنی همین اسلام كجائید ای شهیدان خدایی و تمام؟ اسلام انقلابی چیست؟ اسلام غیرانقلابی چیست؟ اینها را امام توضیح داده است. لازم نیست كه ما بخواهیم تفسیرشان كنیم. صریحترین تعابیر را امام گفته است؛ و ما هم محكم گوشهایمان را گرفتهایم كه نشنوی! پس اول باید اسلام را بشناسیم بعد ذیل آن ببینیم كه ما كار فرهنگی بكنیم یا نكنیم. چون اگر آن شناخت به دست نیاید و آن تمایزات اسلام انقلابی و اسلام غیرانقلابی مشخص نشود، یكدفعه چشم باز میكنید، میبینید ده سال، بیست سال در خدمت اسلام غیرانقلابی بودهاید. یعنی تابلوی خیلی از نهادها را میشود پایین كشید و به جایش زد شعبه انجمن حجتیه! اسلامی كه امام از آن حرف میزند یك اسلام فردی و عبادی محض نیست. این عین تعبیر امام است: «اسلام عبادی و فردی»
ما اسلاممان عبادی و فردی نیست؛ یعنی نه اینكه نیست، بلكه به مسائل عبادی و فردی محدود نمیشود و آرمان امام و هدف انقلاب اسلامی هم این نیست كه یكسری واجبات فردی و عبادی را در جامعه رواج بدهد. قبل از انقلاب هم میشد این كارها را كرد. كسی مخالف نبود. انواع و اقسام جلسات مذهبی بود. انواع و اقسام كارهای فرهنگی بود. یكی از كارهایی كه باید انجام دهیم این است كه یك بررسی تاریخی انجام دهیم كه این «حركت فرهنگیِ انقلابی» وقتی شروع شد چه جوری شروع شد و در مقابلش چه جریاناتی بودند؟ يا بايد درك كنيم دستاوردهای انقلاب چه بوده است؟ تلقي رايج اين است كه قبل از انقلاب بدحجابی بوده ولي بعد از انقلاب حجاب آمده و مردم نمازخوان شدهاند و… و ما هم الآن باید اینها را ـ اصول و ارزشهای انقلاب را ـ حفظ كنیم! يعني برای انقلاب یك حركت تكاملی قائل نیستیم، كه این انقلاب باید مرحله به مرحله پیش برود. این تعبیر كه اخیراً رهبری در دانشگاه امیركبیر داشتند كه «محافظهكاری [اكتفا به وضع موجود] قتلگاه انقلاب است» نمیدانم كسی روی این تأمل و فكر كرد؟
ما بايد ببينيم وقتی این نیرو را آوردیم و با او كار فرهنگی كردیم چقدر امر به معروف و نهی از منكر میكند؟ واجبات اجتماعیاش مانده، میبینی مستحبات فردی انجام میدهد و مستحب را بهانه میكند! وقتي امر به معروف و نهی از منكر نمیكند، حالا صد تا زیارت عاشورا بخواند، به چه درد میخورد؟ واجباتش را انجام نمیدهد، مثل اینكه نماز نمیخواند.
مگر سكولاریسم یعنی چه؟ افراد مسائل فردیشان را، نمازشان را، روزهشان را انجام دهند، روزهخواری نكنند، شراب نخورند و بدحجاب نباشند و ریش نتراشند و... كافی است! سكولاریسم اجتماعی امروز یك اپیدمی است كه توی خیلی از بچه حزباللهیها هم وجود دارد. امر به معروف تعطیل شود، خب بشود ـ این واجب مهم اجتماعی اسلام ـ حالا ما چطوری وجدانمان را آسوده كنیم؟ سعی میكنیم در حوزهای دیگر فشار بیاوریم! دعای توسل برگزار میكنیم، دعای فلان برگزار میكنیم؛ حال اینكه اینها همه مستحبات است و ما واجب اجتماعی اسلام را كنار گذاشتهایم. اصلاً بزرگترین حركت فرهنگی كه در كل آفرینش انجام شده چه بوده است؟ غیر از ارسال رُسُل بوده و انزال كتُب؟ «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الكتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط» یعنی اگر ما تمام این كتابها را نازل كنیم و تمام این پیامبران را بفرستیم و معیارها و ارزشها تبیین بشود ولی آن ادامهي آیه نباشد به درد نمیخورد.
كار فرهنگی حزباللهی و اسلامی هدف بیرونی دارد؛ خودش هدف نیست. زیارت عاشورا خودش هدف نیست، چرا؟ دلیل دارد، همان موقعی كه امام حسین«ع» در مسلخ بود ـ این را من در كتاب «حیات فكری و سیاسی امامان شیعه» [رسول جعفريان] دیدم ـ یكعده روی یك تپه نزدیك قتلگاه دست به دعا برداشته بودند كه خدایا حسین«ع» را یاری كن! داشتند دعا میخواندند تا امام حسین«ع» یاری شود! در جبههي مقابل امام حسین«ع» هم یكعده داشتند نماز جماعت میخواندند! امام حسین«ع» میگوید:«هل من ناصر ینصرنی؟» این میگويد من بروم به نماز جماعت برسم، آن یكی میگفت من بروم دعايم را بكنم! وقتي امام حسین بگوید: «هل من ناصر ینصرنی»، شما در حال نماز خواندن باشی یا در حال زیارت عاشورا خواندن؟ آن زیارت عاشورایی ارزش دارد كه در خدمت مفهوم عاشورا باشد والاّ خودش میشود ضد عاشورا! زیارت عاشورا اگر ارزش دارد به خاطر عاشورا است و عاشورا یعنی یكنوع اسلام، كه فرق دارد با اسلامی كه خیلی راحت احكام فردیاش را انجام میدهد، نماز جماعت هم میخواند امام حسین«ع» را هم میكشد یا با تمكین در برابر ظلم، زمينهساز این فاجعه میشود.
اگر از آن كار فرهنگی كه ما میكنیم ظالمین ترسیدند، مفسدین به لرزه افتادند، كار فرهنگی ما در راستای اقامه قسط در جامعه بوده و... درست است وگرنه غلط است و میشود همان درگیری امام با حضرات. امام مثلاً در همان پیام به روحانیت اشاره میكند كه آن سال كه قبل از انقلاب، چراغانی نیمه شعبان را امام تعطیل و تحریم كرد، آقایان گفتند: چی؟! نیمه شعبان را تعطیل كنیم كه مثلاً میخواهیم به ظلم دربار اعتراض كنیم! این حرفها چیست؟ این مناسك مهم و این شعائر مهم را تعطیل كنیم بهخاطر فلان؟ تعبیر امام این است كه ولایتیهای متحجر تمام تلاششان را كردند كه اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را بشكنند.
پس كار فرهنگی حزباللهی اولاً معطوف به جامعه است و صرفاً به حوزه مسائل فردی معطوف نمیشود. چقدر حركت فرهنگی ما توانسته ساختارها را جابهجا كند؟ نه اینكه فقط رفتارهای چند نفر را عوض كند! دوم اینكه یك «حركت» است و معطوف به «حفظ» نیست كه فقط میخواهد این باشد كه وضع جامعه ما از این بدتر نشود، نمیخواهیم هیچ تحول مثبتی در جامعه ایجاد كنیم. میگوییم همین كه هست خوب است. فقط یكسری ظواهر بیشتر رعایت شود دیگر خوب است. یكسری چیزهایی را به دست آوردیم و حالا میخواهیم حفظ كنیم! نه؛ تفكر انقلابی معطوف به حركت وآینده است.
پس حركت فرهنگی حزباللهی، ابزارش فرهنگی است و نه اهدافش؛ بلكه اهدافش خیلی عینی و اجتماعی و حتی اقتصادی هم میتواند باشد؛ یعنی باید باشد. نمیتوانی بگویی كار فرهنگی خودش هدف است، بلكه باید در خدمت جامعه باشد كه حتی اقتصاد جامعه هم اصلاح شود. باید در خدمت این باشد كه ساختار طبقاتی هم به آن سمتی برود كه اسلام میخواهد و یك مقدمهای باشد برای حركت. مثل همان كار فرهنگی كه امام كرد. امام كار فرهنگی كرد؛ نظریه ولایت فقیه داد، نیرو پرورش داد و... به همراه عدهای دیگر كه با امام بودند، سعی كردند آن اسلام انقلابی را از زیر آوار اسلام فردی و عبادی در بیاورند. یك حركت فرهنگی انجام شد كه به دنبالش یك حركت وسیع اجتماعی به نام انقلاب اسلامی اتفاق افتاد. ما هم امروز باید با یك چنین دیدی حركت بكنیم. ما میخواهیم یك حركت فرهنگی راه بیندازیم از لحاظ فكری، از لحاظ هنری، از لحاظ خبری كه به دنبالش یك اتفاقی در جامعه بیفتد و یك تحول در جامعه صورت بگیرد.
اگر میخواهیم از امكاناتمان درست استفاده كنیم باید دوباره اهدافمان را تعریف كنیم، انگیزههایمان و مبانیمان را دوباره تعریف كنیم تا این مبانی را هم خوب بتوانیم به كار بریم. اگر یك گرگی دنبال شما بكند آن موقع میفهمی كه چقدر قدرت دویدن داری. آن گرگ دنبال ما نكرده است. اگر قله را جلوی چشمت ببینی آن موقع عزمت را جزم میكنی كه این دامنهها را هر چه سریعتر طی بكنی، ولی ما اصلاً به قلهای نگاه نمیكنیم. باید آن جامعه مطلوب دوباره برایمان تعریف شود. بعد بر اساس آن خواهیم دید كه اگر امكانات هم نداشته باشید، از هیچ، امكانات میسازید. به قول يكي از بزرگان: «یعنی وضع از زمان طاغوت هم بدتر شده است؟ قبل از انقلاب ما چطور كار میكردیم. با آن سیستم پلیسی كه مواظب بود ما كار نكنیم و هیچ امكانات نداشتیم كلی كار میكردیم. اعلامیه امام شب میآمد، فردا صبح تمام كشور پخش میشد بدون امكانات؛ یعنی امكانات شما از آنها هم كمتر است؟!»
روش كار
وقتی میگوییم «جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» یعنی ما به این مقوله در گسترهاش نگاه میكنیم. وقتی میگوییم «جبهه» این جبهه یعنی چه؟ در جبهه نظامی آیا فقط تكتیرانداز هست؟ یا همه بیسیمچی هستند؟ یا همه تخریبچی هستند؟ یا همه فرماندهاند؟ یا همه در اطلاعات عملیاتاند؟ یا همه آشپزند؟ یا همه رانندهاند؟ نه! یك جبهه است. این جبهه هم به رزمنده نیاز دارد، هم به راننده، هم به آشپزخانه، هم به بیسیمچی، به همه اینها نیاز هست. این میشود جبهه فرهنگی. در ما چنین اتفاقی نیفتاده است، چون اصلاً جبهه نیستیم. سیهزار تا سنگر است بدون هیچ ارتباطی با هم، بدون فرماندهی مشترك، بدون وجود بیسیمچی، بدون حضور دیدهبان!
«آقا» مثلاً میآید میگوید سال امام علی«ع»، میگوید مبارزه بیامان با فقر و فساد و تبعیض، همین بچههایی كه در این جمع نشستهاند هر كدام یك حركت را بگویند كه در این زمینه انجام دادهاند. هشت ماه هم گذشته است. با حرف و ادعا و ظاهرسازی كه چیزی درست نمیشود.
اگر خودمان را تنها حس كردیم، مجبور میشویم كه همدیگر را پیدا كنیم و دست نیاز به سوی همدیگر دراز كنیم. آن موقع «تعاونوا علی البر و التقوی» اتفاق میافتد و گرنه «ان الانسان لفی خسر» یعنی تا آن «تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر» توی ما بهوجود نیاید، این دهها هزار پایگاه فرهنگی كه در كشور وجود دارد كما كان در خسران خواهند بود.
نگاه باید جبههای باشد، اگر میخواهیم در یك پایگاه كوچك در روستای دورافتاده هم فعالیت كنیم ابتدا باید یك نگاه جبههای به وضعیت نظام و انقلاب و جامعه داشته باشیم. كسی نمیتواند بگوید كه آقا من چه كار دارم به وضع جامعه! من میخواهم كار فرهنگیام را بكنم، همین یكی از مشكلاتمان است. شما بدون اینكه كوچكترین تحلیلی از مسائل جامعه و جهان داشته باشی میتوانی كار فرهنگی بكنی! چرا؟ چون یك كلیشههای مشخصی دارد. كار فرهنگی یعنی اینها! من بعضی از نمونههایش را نوشتهام این گزارشهایی است كه برای یكی از نهادها آمده بود. شهرستانهای مختلف گزارش داده بودند كه مثلاً ما چه كار كردهایم؛ شركت در غبارروبی مساجد، غبار روبی مزار شهدا، شركت در جشن نیكوكاری، شركت در راهپیمایی 22بهمن، شركت در مراسم 13آبان، شركت در مراسمدرختكاری، اجرای مراسم صبحگاهی، نمایشگاه كتاب و...
شهر دیگر: تهیه و نصب روزنامههای دیواری، مراسم شبی با قرآن، آذینبندی واحدهای فلان، پخش سرود، برگزاری سخنرانی یكی از برادران، برگزاری مسابقه دو، اجرای جنگ شادی، مسابقه فوتبال گل كوچك، اجرای مراسم جشن فلان، برگزاری دعای توسل و … همه شهرها همینطور مشابه بود!
سه حلقه در جبهه فرهنگی
اگر بخواهیم بحث را یك مقدار كاربردیتر بكنیم و به واقعیت نزدیكتر، شاید بتوان در این تقسیمبندی بیان كرد كه ما سه حوزه برای كار فرهنگی در نظر میگیریم: «تولید»، «توزیع»و«مصرف». اگر بهترین تولیدات را هم داشته باشیم ولی مصرف وجود نداشته باشد به درد نمیخورد، اگر ما مصرف فرهنگی داشته باشیم ولی تولید فرهنگی صورت نگیرد یا تولید وجود داشته باشد ولی به دست مصرف كننده نرسد و توزیع نشود، جواب نمیدهد. یكی از كارهایی كه ما باید بكنیم این است كه ببینیم مركز تولیدات فرهنگی ما كجاست؟ اینها همه در ذیل آن بحث اول معنا پیدا میكند یعنی بدون آن بحث، اصلاً تولیدات فرهنگی معنای دیگر پیدا خواهد كرد.
الآن مد شده در هر پایگاهی یك مجله در میآورند. چقدر هم روی اینها سرمایهگذاری میشود! در بیلان كار هم مفصل میتوان روی آن مانور داد؛ 400نشریه مال فلان نهاد، 500 نشریه مال فلان جا و... شمایی كه این نشریه ضعیف را با این هزینه تولید میكنی و انتظار هم داری كه مخاطبت بخواند، خودت چقدر قویترین مجلهای كه توسط بچه حزباللهیها در این مملكت تولید میشود را میخوانی؟! قویترین و هنریترین نشریات را نمیخوانی، بعد انتظار داری مجله ضعیف تو را بخوانند؟ بعضی وقتها لازم است بهجای اینكه ما از نقطه صفر شروع كنیم برویم متصل بشویم به یكعدهای و نیروی آنها را افزایش دهیم. نمیخواهد من یك نشریهي كشكی دربیاورم كه آیا تأثیر بگذارد یا نگذارد. پایگاه ما به عهده بگیرد مثلاً مجله كمان را در شهر توزیع كند. خیلیها حتماً اسم این نشریه را بعد از صد شماره نشنیدهاند، مجله كمان را چند نفر میشناسید؟ [یكی دو نفر!!]
خب این نشریه حزباللهی است، كی این نشریه را تولید میكند؟ آقای بهبودی و سرهنگی. كسانی كه رهبری در موردشان چه میگوید؟ میگوید: «درود بر بهبودیها و سرهنگیها» این جمله آقاست در همین كتابِ «كتاب و كتابخوانی در آینه رهنمودهای مقام معظم رهبری». خب این را اكثر شما بچه حزباللهیهای بزرگترین شهر كشور بعد از تهران نمیدانید. صد شماره هم تا حالا از آن چاپ شده است. همه مطالبش هم درباره دفاع مقدس است. این نمونه خیلی كوچك است، اینكه كلی مجلات تعطیل شد بهخاطر عدم استقبال، بماند! «سوره» بهترین مثال است. سورهای كه آوینی چهار سال در نشریه سوره فعالیت میكرد و در هر شماره مقاله داشت، اوایل به عنوان نویسنده و بعد بهعنوان سردبیر، كسی نمیشناختش كما اینكه هنوز هم خیلیها نمیشناسندش به عنوان یك نویسنده و متفكر.
پس در بحث «تولید ـ توزیع ـ مصرف» گفتیم، خیلی از تولیدات خوب فرهنگی الآن در جبهه فرهنگی حزب ا… دارد انجام میشود البته خیلی جای كار دارد و در خیلی از حوزهها باید كار بشود نسبت به آن چیزی كه باید و امكانش هست خیلی عقبیم ولی همین چیزی كه الآن دارد تولید میشود چقدرش مصرف میشود؟
ولی آنطرف چه اتفاقی افتاده است؟ آنطرف نگاه، نگاه جبههای است و این ارتباطات دقیقاً شكل گرفته است. یك كتاب كه درمیآید تیراژش سههزارتا است يا یك نشریه تیراژش ده هزارتاست ولی همهاش فروش میرود. چرا؟ چون آنها اگر ده هزار نفر هستند اگر صد هزار نفر هستند همهشان نسبت به این قصه دغدغه دارند.
صلواتي
***
آن روزها كه در جبهه هر زيارت عاشورا مقدمه عملياتي بود كه خون قلب بسيجيها را به خود ميخواند، ضد انقلابهاي مذهبي هزار هزار بار ذكر گفتند و توسل پيدا كردند و اشك ريختند و خون از دماغ هيچكدامشان نيامد.
***
ضد انقلابهاي مذهبي دوست داشتند براي حسيني گريه كنند كه به تاريخ پيوسته است و به حماسهاي دخيل ببندند كه تمام شده باشد.
حسين زنده براي آنها خطرناك بود. همانگونه كه براي اهل كوفه. ممكن بود از حنجر چنين حسيني هر لحظه نداي "هل من ناصر ينصرني" فوران كند و پرده نفاق و نكراء يزيديان حسينينما را بدرد.
***
و اين روزها چه بسيار ضد انقلابهاي انقلابي كه ميخواهند همان بلايي را كه ضد انقلابهاي مذهبي بر سر بزرگترين حماسه تاريخ آوردند در مورد پژواك ايراني آنكه "هشت سال دفاع مقدس" مينامندش ترار كنند.
ميخواهند در سوگ "جنگي كه بود" ، "جنگي كه هست" را بپوشانند و بفراموشانند.
تا دلتان بخواهد حاضرند براي "جنگي كه بود" نوحهسرايي كنند و به ياد شهدايش اشك بريزند به شرط آنكه در همان تاريخ و جغرافيا باقي بماند و پايش را از گليمش درازتر نكند.
يك جنگي دوستداشتني. كه ميتوان از آن خاطرههاي راست و دروغ تعريف كرد ميتوان برايش جلوي انواع و اقسام دوربينها و ميكروفنها آه كشيد. جنگي براي صلح. جنگي براي دفاع از وطن جنگي در تراز جنگ ويتنام يا كره يا...
***
هر روز ما در جنگ بركتي داشتهايم كه در همه صحنهها از آن بهره جستهايم.
ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر كردهايم.
ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت كردهايم.
ما در جنگ پرده از چهره تزوير جهانخوارن كنار زديم.
ما در جنگ دوستان و دشمنانمان را شناختهايم.
ما در جنگ به اين نتيجه رسيدهايم كه بايد روي پاي خودمان بايستيم.
ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شكستيم.
ما در جنگ ريشههاي پربار انقلاب اسلاميمان را محكم كرديم.
ما در جنگ حس برادري و وطندوستي را در نهاد يكايك مردممان بارور كرديم.
ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان داديم كه بر ضد تمامي قدرتها و ابرقدرتها ساليان سال ميتوان مبارزه كرد.
و از همه اينها مهمتر استمرار روح اسلام انقلابي در پرتو جنگ تحقق يافت.1
***

اسلام انقلابي كه امام مهمترين بركت جنگش ميداند چيست؟ و چه جايگاهي در مجموعه برنامهها و مراسمهاي هفته دفاع مقدس و مناسبتهاي مشابه دارد؟
***
به احترام خون شهدا خواهرم حجابت، برادرم نگاهت و ديگر هيچ!
شده است كه در كنار دههاهزار تابلو و پوستر و پلاكارد و ديوار نويسي و ... كه چنين شعاري را در خود جاي دادهاند حتي يكبار ببينيد كه مخاطبان را براي ارزش و آرمان ديگري به خون شهدا قسم داده باشند؟
مثل اينكه:
به احترام خون شهدا بيتالمال را غارت نكنيد.
به احترام خون شهدا كوخنشينها را دريابيد.
به احترام خون شهدا در برخورد با مفسدين اقتصادي اين همه استخاره نكنيد.
به احترام خون شهدا مبارزه با فقر و فساد و تبعيض را به رسميت بشناسيد.
به احترام خون شهدا اسلام ناب را لگدكوب متحجرين و مقدسمآبان نكنيد.
به احترام خون شهدا "سرمايهداري + 17 ركعت" را اسلام انقلاب معرفي نكنيد . . .
به احترام خون شهدا . . .
برگزاري مراسمهاي خنثي و يادبودهاي نوستالژيك براي هشت سال جهاد جانانه، فرزندان خميني به چه نتيجهاي در گسترش رفتار علوي، مبارزه با فقر و فساد و تبعيض، رسيدگي به محرومان و مستضعفان و كاهش اختلاف طبقاتي و ... انجاميده است؟
اصلاً قرار بوده است كه چنين رويكردي در كار فرهنگي براي دفاع مقدس غالب شود يا برعكس قرار بر اين است كه به جامعه يادآوري كنيم كه ميتوان از شهدا حرف زد و اهل مبارزه با فقر و فساد و تبعيض هم نبود.
در عمل بايد به ملت تفهيم كرد كه نسبت شهدا و عدالتخواهي تباين است و اين دو مفهوم در قاموس اسلام ناب آمريكايي هيچ ربطي با هم ندارند و قرار نيست بعد از هر ياد و ذكري از شهدا موتور آرمانخواهي در جامعه جان بگيرد و با استناد به سلوك و سيره شهدا و بسيجيان واقعي دست مطالبه مردم يقه اصحاب قدرت را براي وفا به عدالت در عرصههاي فردي و اجتماعي بچسبد و چرخه ثروت ـ قدرت را با مشكل مواجه كند.
قرار نيست تجربه دفاع مقدس در بازخواني نهضت عاشورا و پيام دفاع مقدس در متن جنگ فقر و غنا بازخوانده شود.
قرار نيست مفهوم و پيام و آرمان دفاع مقدس در ميدان جنگ فقروغنا، جنگ پابرهنهها و مرفهين بيدرد مرور شود و به نتايج خطرناك و حركتآفرين برسد.
قرار نيست كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا باشد و هر زميني و هر زمينهاي كار حسيني بطلبد.
***
جنگ هشت ساله نمرده است كه برايش مجلس ختم بگيريم. جنگ هشت ساله شهيد شد. و شهيد زنده است.
و خون شهيد در همه رگهاي جامعه جاريست. اگر چشم بگشاييم و اگر گوشي بسپاريم به آن كه در روز پايان جنگ 8 ساله گفت2:
"امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعفاف و استكبار جنگ پابرهنهها و مرفهين بيدرد شروع شده است...
وحید جلیلی سردبیر مجله راه
صلواتي
سرمقاله توقیف شده سوره دوره چهارم
وحید جلیلی
از كمترین چیزهایی كه در مورد فرهنگ انقلاب اسلامیمی توان ادعا كرد این است كه یك «فرهنگ انقلابی» است. شاخص های فرهنگانقلابی چیست؟ و مدیریت بخش های مختلف فرهنگی شور چقدر تجلیگاه این شاخصها هستند؟ و اگر نیستند، چرا و چگونه مدیریت فرهنگ انقلاب را به دستگرفته اند؟
آیا اراده و منافع عناصر یا جریانهایی اقتضا میكند كهفرهنگ انقلاب از فرهنگ انقلابی فاصله بگیرد واین تركیبِ وصفی به یك تركیب "اضافی!" تبدیل شود؟ همه دوستانی كه در یكی دو دهه گذشته از توفیقاجباری همصحبتی با مدیران یقه سفید عرصه فرهنگ در جمهوری اسلامی برخورداربوده اند با كلماتی نظیر كار علمی، كار كارشناسی، برنامه ریزی استراتژیك،چشم انداز، پرهیز از شعارزدگی و ... آشنایند و البته نتایج درخشان اینادبیات و گفتمان رایج در بسیاری مدیریت های ریز و درشت فرهنگی را نیزبالعیان به نظاره نشسته اند. روزی در محضر یكی از همین مدیران معظم كه فصلمشبعی در لزوم طرد افراطی ها، كار كارشناسی و علمی و ترویج مباحث تئوریكداد سخن داده بود عرضه داشتم برای آنكه بدانید ما نیز اهل تاملات دقیقفلسفی و نازك اندیشی-های ظریف نظری هستیم پرسشی پیش می نهم تا به عنوان یكچالش تئوریك بنیانی مورد توجه قرار گیرد: «آیا مدیران پرشیاسوارجردن نشین مایل یا قادر به تحقق اهداف انقلاب مستضعفان و آرمان های اسلامپابرهنگان هستند؟» آیا چنین پرسشی یك شعار افراطی است یا یك سوال تئوریك؟
تناقضدر اینجاست كه این دوستان با همین شعارهای افراطی و غیرعلمی و غیركارشناسیو صدها هزار خونی كه به پایش ریخته شده است روی كار آمده و مناصب خدمت رابه چنگ و دندان گرفته اند و حالا یادشان افتاده كه چقدر عباراتی مثل "اسلام پابرهنگان" و "گرسنگان مغضوب قدرت و پول" افراطی، شعاری، غیرعلمی،غیركارشناسی، سطحی و ... است. این مدیران سوار بر اتومبیل های آخرین مدلدر خیابان های جمهوری اسلامی و در حالیكه گرسنگان پاپتی انگشت به دهان،برهنگی شان را از بدیهی ترین ارزش های مدیریتی انقلاب اسلامی و اسلامانقلابی نظاره می كنند از این جلسه به آن جلسه می روند و از لزوم كارعمقی، مقابله با افراطی گری، برنامه ریزی استراتژیك و ... داد سخنمی دهند. باید سالها و سالها با این جماعت دمخور بوده باشید تا پس ازبارها و بارها دور خوردن، شگردهایشان را در مهار فرهنگ انقلابی انقلاباسلامی و تبدیل انرژی متراكم در پیام آرمانی انقلاب به سوخت اسب هایبی بخار عالم سیاست و قدرت دریابید.
وقتی كه پای صحبت این حضرات مینشینی با آنچنان ظرافت زمختی محتوای انقلاب را از پوستش جدا می¬كنند و آنچنان تفسیر روزآمد، مدرن، خوش¬قیافه و دلچسبی از انقلابی بودن ارائهمی¬كنند كه دست آخر انقلابی بودن بر هر چیزی دلالت می¬كند جز انقلابیبودن!
از نگاه اینان نه جنگ فقر و غنایی وجود دارد نه امام خمینیمنادی اسلام پابرهنگان است، نه انقلاب اسلامی حاصلِ فداكاری مستضعفان ونه نظام جمهوری اسلامی عهده دار رفع اختلاف طبقاتی و مبارزه باسرمایه¬داری و تكاثر. و تا دلتان بخواهد برای آنكه ادبیات خشن، غیرعلمی،شعاری و افراطی امام خمینی كه به بهترین وجه در پیام ایشان بههنرمندان(31/6/67) جلوه كرده است تلطیف و تعدیل شود كلمه ها و تركیب هایتازه ابداع كرده اند: انقلاب اسلامی پاسخی است به مدرنیته و جمهوریاسلامی، نظامی است برآمده از آزادی خواهی یا معنویت جویی و امام خمینی(ره)یكی از نخبگان و فرهیختگان تفكر شیعی است كه مهم ترین شاخصه اش مبارزه بااستبداد یا غربزدگی بوده است. او هم كسی است در ردیف بزرگوارانی همچونمرحوم علامه طباطبایی یا میرزای نائینی یا نراقی یا... .
در نگاهاینان حرف های پنجاه و هفتی نشانه ارتجاع، كهنگی، به روز نبودن، شعارزدگی،افراطی گری، بی تجربگی و ... است و در همان حال حرف های پنجاه و ششی نشانهپختگی، اعتدال، معقولیت، كارشناسی و ... . مهم ترین خاطره ای كه از انقلاباسلامی دارند جابه جایی قدرت است و سوار شدن بر اسب مراد.
از كمترینچیزهایی كه در مورد فرهنگ انقلاب اسلامی می توان گفت این است كه یك فرهنگانقلابی است. شاخص های فرهنگ انقلابی چیست؟ و مدیریت های بخش های مختلففرهنگی كشور چقدر تجلیگاه این شاخص ها هستند؟
در نگاه اینان، انقلابرا باید با قیافه حق به جانب و با انواع شگردهای مدیریتی و فلسفی و... طوری تفسیر كرد كه كوچك ترین روزنه ای برای تفسیر انقلابی انقلاب و اسلامباقی نماند. در نگاه بسیاری این حضرات، مدیریت فرهنگی یعنی «پهلبد بهاضافه ته ریش.»
استراتژی دقیق این مدیران در مواجهه با نیروهایفرهنگی انقلاب ( كه همان نیروهای انقلابی فرهنگ هستند) استراتژی خوف و رجایا كج دار و مریز است. برطبق این راهبرد، نیروهای انقلاب را باید بین شب وروز نگاه داشت. نه آن قدر قدرت بیابند و امیدوار شوند كه بتوانند مستقلاًو بدون اتكا یا اجازه از باندهای سیاسی و اصحاب قدرت تاثیری معتنابه برتوده ها بگذارند و نه آن قدر ناامید و خسته شوند كه افسار پاره كنند و برزمره زر و زور و تزویر بشورند.
قیف مدیریت فرهنگی در جمهوری اسلامیكه گردان ها را به گروهان و گروهان ها را به دسته و دسته ها را به نفرتبدیل می كند( دیالوگ دردمندانه حاج كاظم را یادتان هست؟) در طی سالیان بهفرمول های پیچیده و گاه ساده ای دست یافته است كه با آن آهن را هم خردمی كند؛ همان آهنی كه «فیه باس شدید و منافع للناس» است و ادامه «لیقومالناس بالقسط». این مدیریت در جست و جوی نوعی انقلاب فرهنگی منهای فرهنگانقلابی است و این تناقضی است كه بسیاری از دستگاه های فرهنگی جمهوریاسلامی را به خود دچار كرده و هر روز فرصت ها و منابع بیشتری را ضایعمی كند.
فرهنگ انقلابی هم هدف و هم مسیر انقلاب فرهنگی است و باانكار و طرد و لعن آن به زبان های مختلف اتفاقی بیش از آنچه تاكنون رویداده رخ نخواهد نمود. فرهنگ انقلابی بر خلاف تصویرهای دروغین و تفسیرهایسترون گری كه از آن ارائه می شود تا منافع اهالی قدرت را تضمین و تامینكند بسیار لطیف تر، مهربانانه تر، معقول تر، معتدل تر، معنوی تر،آسمانی تر و زمینی تر از همه ورژن های فرهنگ قلابی ماهیگیرانی است كه برساحل سیاست خزف قدرت صید می كنند. فرهنگ انقلابی با تبسم و لبخند و آرامشنه تنها به نظاره فقر و فساد و تبعیض نمی نشیند بلكه پرده از چهره كریه وخشن و جنایت¬بار چنین لبخندهایی كنار می¬زند. فرهنگ انقلابی، آرامش درحضور ظلم و قرار در برابر «كظه ظالم و سغب مظلوم» را نه نشانه فرهیختگی واعتدال و عقل و علم و كارشناسی و ... كه قرینه ای بر فساد و فسق می داندچرا كه در قاموس فرهنگ انقلابی «اخذالله علی العلماء ان لا یقاروا» وآگاهان و فرهیختگان بیقرارانند و هر چه فرهیخته تر بیقرارتر. در كدامیك ازدستگاه های فكری و فرهنگی كشور، استراتژی «بیقراری در برابر كظّه ظالم وسغب مظلوم» در دستور كار است؟
می گویند فرهنگ انقلابی فرهنگ سفارشیاست و از سفارش و دستور و بخشنامه فرهنگ در نمی آید و نگاه ابزاری بهفرهنگ جواب نمی دهد. آیا پمپاژ محصولات هالیوود و بالیوود و كن و سولقان و... به جامعه ایرانی نیز از همین نگاه و رویكرد سرچشمه گرفته است؟ چگونهاست كه فرهنگ به هر ایدئولوژی و مرام و مدیر و مالك و باند و شركت و گروهو غیره ای می تواند سرویس بدهد و چون نوبت به مبنای انقلاب و نظام اسلامییعنی اسلام انقلابی می رسد آسمان می تپد و دهها نظریه دقیق آكادمیك در نقدفرهنگ سفارشی به میدان می آید؟ از سامسونگ و ال جی تا كمیته امداد، تا كاخسفید، تا وزارت نیرو، تا سازمان صنایع دستی، تا فمینیستها، تا انجمنحجتیه، تا لیبرالها، تا روابط عمومی مركز فرش ایران، تا ستاد مبارزه بامواد مخدر، تا نیروی انتظامی، تا یونیسف و فائو، تا ستاد اقامه نماز و.... همه و همه میتوانند از كارگردان های درجه یك سینما، تاداستان نویس های تازه كار شهرستانی، تا محققان و پژوهشگران مبرز حوزه ودانشگاه، تا گرافیست های آتلیه های پایتخت، تا خانم جلسه ای های همایش هایزنانه، تا روزنامه نگارهای مدرن و سنتی و غیره و غیره را به خدمت بگیرند وسفارش بدهند و حاصل كار هم به قول خودشان، آثار ماندگار، درخشان،تحسین برانگیز، مؤثر، فرهنگساز و ... از كار دربیاید، اما سخن از پیامامام(ره) به هنرمندان كه به میان می آید چهره ها درهم می رود و ابروها بهمنتهاالیه پیشانی نزدیك می شود و درددل های مدیریت فرهنگی آغاز می شود كه "ای آقا! نیستید ببینید ما از دست یك مشت آدم سطحی نگر ِ ظاهربین با ایننگاه های ابزاری شان به فرهنگ و هنر و ... چه می كشیم. نمی شناسند آقا!نمی دانند! فكر می كنند كار فرهنگی به همین آسانی است. پیچیدگی های مقولهفرهنگ را درك نمی كنند. لوازمش را نمی دانند. حالا حضرت امام یك چیزیفرموده اند. باید دید مقدمه اش چیست. مؤخره اش چیست. اصلاً مگر آرمانهایامام در همه حوزه ها محقق شده كه شما انتظار دارید توی این حوزه هم شدهباشد؟ البته قبول دارم. باید كار كرد. كار جدی. قوی. وسیع. در مورد همینپیام امام ده تا سمینار هم گذاشته بشود كم است. اینقدر این پیام جای كاردارد! باید تعاریف دربیاید. معانی مشخص بشود. بهروز بشود. نظرات مختلفمطرح بشود. جمع بندی بشود. در كمیسیون های تخصصی راهبردی بشود. كاربردیبشود. آقا مقوله فرهنگ، پیچیده است. ظریف است. لطیف است. ببخشید یك لحظه. خانم منشی شماره سامسونگ را بگیرید ببینید چك سوم را كی می دهند؟ فیلمشاننمی رسدها! بله عرض می كردم. مقوله فرهنگ پیچیده است، ظریف است، نباید مثلكمونیست ها دنبال یكفرهنگ سفارشی مصنوعی ابزاری باشیم."
از كمترینچیزهایی كه درمورد فرهنگ انقلاب اسلامی می توان گفت این است كه یك فرهنگانقلابی است. شاخص های فرهنگ انقلابی چیست؟ و مدیریت های بخش های مختلففرهنگی كشور چقدر تجلیگاه این شاخصها هستند؟ و اگر نیستند چرا و چگونهمدیریت فرهنگ انقلاب را به دست گرفته اند؟
سرمقاله توقیف شده سوره دوره چهارم
وحید جلیلی
صلواتي
نوبت ما فرارسیده است...فکر کردن شیوه های فرعونی جواب می ده....آقای خامنه ای رو تنها گذاشتن ولی آقا برد....جنگ نرم ، یه جنگ تبلیغاتیه،جنگ روانیه،جنگ فرهنگیه،اصل حضور در این جنگ مهمه،حضور،اصل احساس تکلیف ،اصل دغدغه داشتن!...قیافه ها بسیجیه ولی روحیات بنی اسرائیلی!...روشنفکران دوست دارن همش تحلیل کنن...دغدغه نیست ،انگیزه نیست...نخبگان امام را تحریم کردند...همه در انتظارند که یکی بیاد خط بده..حرکت از مولفه های مهم مومن واقعیه...بسیجی یعنی خط شکن...
جملات فوق از کلیپ سخنرانی جالب و شنیدنی وحید جلیلی در دانشگاه علوم و حدیث انتخاب شده است. این سخنرانی که مدتی بعد از حوادث انتخابات ایراد شده است به موضع «جنگ نرم،تهدیدات و فرصتها»اختصاص داشته که کلیپ و صوت سخنرانی تقدیم کاربران می شود.
دانلود کلیپ تصویری سخنرانی با فرمت wmv وبا کیفیت 256kbpsو با اندازه 7.91مگابایت
دانلود کلیپ تصویری سخنرانی با فرمت wmv وبا کیفیت 100kbpsو با اندازه 3.56مگابایت
دانلود صوت کلیپ سخنرانی با فرمت mp3 و با اندازه 861کیلوبایت
دانلود «کل سخنرانی» با فرمت mp3 وبصورت فشرده (Rar) و با اندازه 10.16مگابایت
منبع: سایت فتیان - Fetyan.net
صلواتي
برادر!
دلم میخواست امروز که ایران ، این پسر گم شده، بعد از قرنها میرود که به آغوش خانوادهی خویش بازگردد، در کنارم بودی و با هم زیر لوای اسلام عزیز و در کنار امام خمینی، این فرزند راستین محمد(ص) و این نشانهی خدا بر زمین ، جهاد میکردیم.
گرفتار تاریکی بودیم که امام خمینی از قلب تاریخی که میرفت تا فراموش شود، چون محمد(ص) فریاد برآورد که «واعتصمو بحبل الله جمیعا و لاتفرقو ا» - همه به ریسمان خداوند چنگ بزنید و بیاویزید و پراکنده نشوید - و ما که هنوز دست و پا میزدیم تا به خویشتن خویش بازگردیم، از این سخن تازه شدیم و دریافتیم که آن چه میجستیم، یافتهایم و به یقین رسیدیم. و حتی من که همواره بویی از محمد در مشام داشتم، در آغاز باور نمیکردم که در این ظلمت کده ی زمین بتوان نقبی به سوی نور زد - که ابعاد آن چه روی داد، آن همه گسترده بود که زمین را در بر میگرفت و خدا این تردید را که جز لمحهای به طول نینجامید بر من ببخشاید - و برق یقین بیهیچ واسطهای بر دلم نشست، همان گونه که بر کوه سینا، و ایمان آوردم، و برادر! زمان گم شد و مکان، و کویر بود، و آن که دعوت به حق میکرد محمد(ص) بود، و خدا را شکر که گوش ایمان من به آوای الله آشنا بود و نمیدانی که چه خوش بود.
با همان عشقی که اباذر با محمد(ص) بیعت کرد، ما به امام خمینی پیوستیم. و برادر، او را ندیدهای: دست خداست بر زمین؛ آن همه به صفات خداوندی آراسته است که هنگامی که دست محبتش را بر سر شیفتگان بالا میآورد، سایهاش زمین و آسمان را میپوشاند، و آن زمان که از حکمت و عرفان سخن میگوید، میبینی که او خود نفس حقیقت است. من بوی خوشش را از نزدیک شنیدهام و صورتش را دیدهام که قهر موسی را دارد و لطف عیسی را و آرامش سنگین محمد(ص) را .
برادر! ایران، مادر تمدن نوینی است که معیارها و مقیاسهایی دیگر دارد و حکمت و فلسفهای دیگر و هنری دیگر و ... ادبیاتی دیگر.
من هرگز نمی توانم وسعت مکتبی و فرهنگی این انقلاب را در این نامه تصور کنم،اما برایت باز هم خواهم نوشت، هر چند که وقتم بسیار تنگ است.
مادر به تو گفت (در پشت تلفن) که من کار پیدا کردهام. این چنین نیست؛ من زندگی یافتهام . عشق خمینی بزرگ و عظمت فرهنگی آن چه میگوید، مرا آن چنان شیفتهی خود ساخته است که نمیتوانم جز به حکمتی که در حال تدوین آن هستیم بیندیشم
و جز به فرهنگی که در حال احیای آن هستیم بیندیشم و جز به فرهنگی که در حال احیای آن هستیم ... و این فرهنگ آن همه با آن فرهنگ کهنه و منحط غرب متفاوت است و آن همه از آن فاصله دارد که نمیتوان گفت . کارم در راه خداست (فی سبیل الله) و برای آن پولی دریافت نمیکنم.
تنها سهمی اندک از بیت المال می برم که خورد و خوراک را بس باشد و بس. جهادی را که آغاز کردهایم، امام خمینی «جهاد سازندگی » نام نهاده است. شمشیرمان قلم است و بیل و کلنگ ، و در راه سازندگی ایرانی آزاد گام نهادهایم؛ ایرانی که منشا حرکت نوین تاریخ و خاست گاه فرهنگ نوینی است که دنیای تاریک را سراسر در بر خواهد گرفت.
صلواتي
اصلاً جملهای از امام را بخوانم. متاسفانه چون ما به متن رجوع نمیكنیم، گاهی اوقات بعضی جملات برایمان خیلی جدیدند. امام در آذر 67 یك پیام میدهند كه باید بسیج دانشجو تشكیل بشود، بسیج دانشجو و طلبه. جملهشان این است كه «مملكتی كه مخالف با استكبار، پولپرستی و تجملگرایی و مقدسمآبی است، همه افرادش باید بسیجی باشند.» یعنی اصلاً مفهوم بسیجی بودن، تقابل و تضاد با تجملگرایی و مقدسمآبی است. عین جمله امام در آن پیام است كه: «بسیج لشكر مخلص خداست». هزاران بار این جمله توی تریبونهای مختلف گفته شده، روی در و دیوارهای مختلف نوشته شده ولی آن جمله دیگر را هیچ كسی نشنیده با اینكه توی یك پیاماند. چرا؟ چون آن «نومن ببعض و نكفر ببعض» كه ما راجع به قرآن و ائمه قائل شدیم، امام كه از آنها بالاتر نیست، در مورد امام هم همین ظلم را میتوانیم انجام بدهیم! تحجرگرایی و مقدسمآبی دینی یعنی چه؟ یعنی فرار از یك جزء دین به اجزای دیگرش. یعنی شما هر چه در واجبات و اجتماعیات كم میآوری، سعی كنی با مستحبات فردی جبرانش كنی. امر به معروف و نهی از منكر یك واجب است. آدمهایی كه به هیچ جا وصل نیستند، یقهشان را بگیریم كه تو چرا لباست اینجوری است و …؟!
امر به معروف و نهی از منكر وظیفهای معطوف به اصحاب قدرت است. هر چقدر ما امر به معروف و نهی از منكرمان قضا شد، به جایش نوافل را اضافه كردیم. مستحبات را اضافه كردیم. هی زیارت عاشورا، هی جمكران... آن امامی كه ما میشناسیم اینگونه نبود. نه اینكه اینها را انكار بكند، اینها جزء ارزشهای ماست. كما اینكه در تمام بزرگان میبینیم. یعنی اینكه از خود ائمه معصومین(ع) بگیریم تا حضرت امام كه شاگرد آنها بوده است، تقید به مستحبات و انجام نوافل داشتهاند. حاج احمد آقا نقل كرده بود امام در یك روز سه بار غسل مستحبی كردند. چون سه تا زیارت مفاتیح میخواستند بخوانند، برای هر كدامشان یك غسل كردند. اشتباه ما در این است كه تحجر را در كارهایی كه میكنند میبینیم نه در كارهایی كه نمیكنند.
امام با این تعریف سادهانگارانه و سطحی كه ما از تحجر داریم، اولین متحجر عالم است! چرا؟ چون مقید به قیود شرعی، مقید به مستحبات بود و نماز شَبش ترك نمیشد. حال آنکه متحجرین در این فضا غرق میشوند و به یك اسلام راحتطلب میرسند. دیگر عدالتخواهی در كارشان نیست. دیگر در افتادن با ظلم در كارشان نیست. یك حدیث جالب آقای مطهری توی حماسه حسینی نقل كردهاند که خیلی شنیدنی است: (حماسه حسینی جلد 2 صفحه 196) «در آخر الزمان مردم ریاكاری پیدا میشوند كه هی آیه قرآن و دعا میخوانند و اظهار مقدسمآبی میكنند، یك مردم تازه به دوران رسیده احمقی هم هستند. (این جملات آقای مطهری است.)
تنها چیزی كه این مقدسمآبها به آن اعتنا ندارند، امر به معروف و نهی از منكر است (لا یحبون امرا بالمعروف و لا نهیا عن المنكر الا لدی امن الضرر) اینها تا مطمئن نشوند كه امر به معروف و نهی از منكر كوچكترین ضرری به ایشان نمیزند، به آن تن نمیدهند. (یطلبون لانفسهم الرخص المعازیر) دائم دنبال این هستند كه یك راه فراری برای امر به معروف و نهی از منكر نكردن پیدا كنند (یقبلون الی الصلاه والصیام و ما لا یكلفهم فی نفس و لا مال) دنبال آن عبادتهایی هستند نه به جان نه به مال و نه به حیثیتشان ضرری نرساند. مثل نماز و روزه! (كما رفضوا اسمی الفرائض فرائض و اشرفها) همانطوری كه عالیترین و شریفترین فریضهها را یعنی امر به معروف و نهی از منكر رها كردند (ان الامر بالمعروف و النهی عن المنكر فریضه عظیمه بها تقام الفرائض)»
ظلم به مسلمانان و ظلم به متدینان، از ظلم به اسلام و دین آغاز میشود. ما امروز بیش از اینكه به قرائت دینی از عدالت محتاج باشیم، به یك قرائت عادلانه از دین محتاجیم. یعنی دین را عادلانه قرائت كنیم. یعنی همه اجزای دین را ببینیم. نه اینكه صرفاً برخی از احكام فردی و عبادیاش را ببینیم و بعد انبوه دستورهای اجتماعی و مسئولیتهای اجتماعی كه خدا بر دوش مسلمانان گذاشته را فراموش بكنیم. اینها را باید با ضریب درستشان طرح بكنیم. جهتگیری نماز امیرالمؤمنین(ع) و معنویت امیرالمؤمنین و فاطمه الزهرا(س) یك جهتگیری فردی، مجرد، منتزع و رهبانیتی نیست. فاطمه زهرا(س) كه حتی در دعاهایش این را رعایت میكند.
یكی از فرزندانش از خواب بیدار شد، دید كه مادرش دارد دعا میكند. هی منتظر شد. بعد گفت مادر چرا فقط همسایهها را دعا میكنی؟ فرمود (الجار ثم الدار) یعنی حتی توی خلوت معنوی هم یك نگاه اجتماعی دارند. دقیقاً بر عكس آنچه كه ما خیلیهایمان داریم دنبال میكنیم! از فعالترین مروجان سكولاریزم در كشور، امروز بسیاری از بچههایی هستند كه ادعایشان طرفداری از اسلام و انقلاب و اینهاست و تابلوشان این است كه ما مخالف سكولاریزم هستیم. سكولاریزم یعنی چه؟ میگویند این سكولارهای فلان فلان شده میگویند كه حجاب را نباید سفت و سخت بگیریم. باید اجازه داد تا هر كس طبق نظر خودش عمل بكند. ماهواره باید آزاد باشد و ... فقط همین!
سكولاریزم صرفاً به معنای عمل به احكام فردی دین نیست. شما اگر احكام اجتماعی دین را در عمل انكار كردی، سكولار و مروج سكولاریزمی. وقتی آمدی تابلوی دین، انقلاب، حزب ا...، ولایت را در دست گرفتی و بعد صرفاً در برابر برخی از مسائل سیاسی یا منكرات فرهنگی موضعگیری كنی و در برابر بسیاری مشكلات و معضلات عظیم اجتماعی و اقتصادی خاموش و ساكت بمانی، مردم به این نتیجه میرسند كه دین یعنی همین. یعنی برای جامعه، برای شكاف طبقاتی، برای رهایی دختران ایلامی از فقر، هیچ فریادی نداری. در صورتی كه امیرالمؤمنین(ع) وقتی حكومت را در دست میگیرد، میفرماید (لو لا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر و ما اخذ ا... علی العلماء الا یقاروا علی كظه ظالم و لا سغب مظلوم) اصلاً فلسفه حكومتش را این بیان میكند كه من حكومت را به دست گرفتم كه ظالمی سیر نخوابد و در كنار او مظلومین گرسنه باشند.
اصلاً فلسفه حكومت این است. بنابراین ورود به عدالتخواهی در شرایطی كه ما داریم و با این انحرافاتی كه در تفكر انقلاب اسلامی متأسفانه اتفاق افتاده، بدون آسیبشناسی تفكر اسلامی و تفكر انقلاب اسلامی ممكن نیست. یعنی ما باید بدانیم انقلاب از كجا شروع شد، پرچمدار كدام اسلام بود، از همان سال 41 تا سال 57، تا بیاییم به این مقطع فعلی برسیم. باید برای ورود به این ماجرا مبنا داشته باشیم. اگر می خواهیم مبارزه با فقر، فساد و تبعیض بكنیم، یكی از مهمترین تبعیضها، همین تبعیض است كه داریم در دین به فرع میرویم. «نؤمن ببعض و نكفر ببعض» تبعیض یعنی چه؟ تبعیض یعنی اینكه پای یك سری از احكام شدیداً بایستیم و حق یك سری دیگر از احكام را ادا نكنیم. فساد یعنی چه؟ یكی از مصادیق فساد، فساد فكری است. فساد فكری یعنی شما یك مجموعه منسجمی توی ذهنت نباشد. دین برای شما یك كشكول باشد نه یك مجموعه منسجم و منظمی كه معنویتش با عدالتش ارتباط دارد.
عدالتخواهیاش با معنویتش ارتباط دارد و اینها همه به هم پیوستهاند. اگر غیر از این باشد، میشود فساد. خوب حالا بالفرض كه این مبنا را قبول كردیم، حالا چه باید بكنیم؟ عملكرد ما با آنهایی كه این مبانی را قبول ندارند، چه فرقی میكند؟ باید سمینار بگذاریم؟ باید بیانیه بدهیم؟ باید كلاس بگذاریم؟ باید چه كار بكنیم؟ اصل اول رجوع به مبانی انقلاب است. یعنی همین صحیفه نور جلد 21 را در كنار همه چیزهایی كه میخوانیم، یك دور بخوانیم. لااقل همین پیام امام به روحانیت در اسفند 67 ـ سه چهار ماه قبل از فوتشان ـ را بخوانیم و بعد در اجزایی از دین كه توی این فضای فعلی خیلی مورد توجه قرار نمیگیرد، دقت کنیم. ببینیم تحت پوشش دین چه ظلمی دارد به دین صورت میگیرد.
ببینید آن روزهایی كه ما خیلی وقتمان را گذاشتیم برای اردوی امامزاده فلان، چه بسیار آدمهایی بودند در همین شهر و كشور كه نیاز داشتند به كمك ما و فریاد زدن ما برای یاری رساندن به آنها و ما خاموش بودیم. آنهایی كه میخواهند در جنگهای سیاسی پیروز باشند و غلبه كنند بر دشمن، به این راحتی نیست كه بلافاصله بگویند «وانصرنا علی القوم الكافرین» در قرآن نگاه كنید، هر جا «وانصرنا علی القوم الكافرین» آمده، سه چهار تا دعای دیگر آمده. سه چهار تا قید و شرط دارد «ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الكافرین». یعنی اول باید گناهان خودمان را به یاد بیاوریم، سكوتهای خودمان را به یاد بیاوریم، افراط و تفریط خودمان را به یاد بیاوریم و خودمان را بازسازی بكنیم و آسیبشناسی بكنیم و به مبانی و اصول برسیم و در آن اصولمان ثابت قدم باشیم و بعد بگوییم خدایا «و انصرنا علی القوم الكافرین».
بعضیها فكر میكنند فلسفه حكومت مبارزه با دشمنان است. مثل این است كه شما یك خانه بخرید بگویند چرا خانه خریدی؟ بگویید به خاطر اینكه شبها بر سر پشت بامش بایستم و اگر دزدی آمد بزنم! بله مقابله با دزد هم یكی از لوازم داشتن خانه هست ولی خانه برای این است كه از آن استفاده كنی در آن به آرامش برسی. امام در آن پیام به بسیج دانشجویی میفرمایند كه اگر تفكر بسیجی در كشوری طنینانداز شد چشم طمع دشمنان از آن دور خواهد گردید وگرنه هر لحظه باید منتظر حادثه بود. یك عده اصلا استراتژیشان، استراتژی انتظار حادثه است یعنی به جای اینكه بیایند آن تفكر را محقق كنند در جامعه آن عدالت معنوی را و معنویت عادلانه را در جامعه رواج بدهند و محقق كنند و در راهش به اصطلاح امروزیها چالش كنند مبارزه بكنند.
نشستهاند كه یك روزی اگر كسی به آنها حمله كرد با آن مقابله كنند. در حالیكه «الملك یبقی مع الكفر ولایبقی مع الظلم» نمیشود شما از یك طرف با سكوت خودت كمك بكنی به اینكه موریانهها پایههای نظام را بخورند و از طرف دیگر ادعای دفاع از نظام را داشته باشی.
خاك بر سر آن حكومتی كه با سكوت در برابر ظلم پایههایش مستحكم شود. بدبخت آن نظامی كه با موضع نگرفتن در برابر فساد، فقر و تبعیض امكان ادامه حیات برایش فراهم شود. اینگونه هم نیست كه ما بگوییم كه باید یك امكانات فراوانی در اختیار ما باشد كه در راه عدالت كار بكنیم، مطمئن باشید از شما كارهای بزرگ بر میآید كما اینكه در اول انقلاب این اتفاق افتاد نه تنها ایران را بلكه تمام دنیا را به هم ریختند جوانان ایرانی. از همین دانشگاهها بود كه آن موج عظیم عدالتخواهی در كشور راه افتاد، بعد از پیروزی انقلاب فقط جلوهاش انتقاد و نفی و سلب و اینها نبود.
جهاد سازندگی را دانشجویان تشكیل دادند. نهضت سوادآموزی را دانشجوها تشكیل دادند. سپاه را دانشجویان تشكیل دادند. چون رسیدند به اینكه دین یعنی این. رسیدند به اینكه «دین همه دین است» و تلاش كردند و نتایجش را هم دیدند و هنوز هم كه هنوز است میگویند یاد آن سالها بخیر!
وحید جلیلی
صلواتي
کلیپ صوتی بسیار زیبا
بخشی از کلیپ:
یك روايت از آقا امام رضا(ع) مي خوانم كه هم كلاممان متبرك به بيان شريف ايشان بشود و هم از زاويه نگاه به مهدويت، امروز خودمان را تحليل كنيم يعني از آينده آغاز كنيم و به تحليل امروز برسيم. شما در مفاهيم آخر الزمان با كلمه دجال آشنا هستيد؛ در حديثي در «وسايل الشيعه» امام رضا(ع) مي فرمايند: در آخر الزمان ميان شيعيان ما خطري پيش مي آيد كه اين خطر، فتنه اش از دجال شديد تر است. حال شما برويد روايات مربوط به دجال را ببينيد كه چه طور مردم را فريب مي دهد، دجالي كه با ظهور حضرت سقوط خواهد كرد، دجالي كه به عنوان يكي از دشمنان جدي حضرت و يكي از موانع ظهور حضرت مطرح است، دجالي كه عبور از فريب هاي او تنها راه رسيدن به فرج است؛ امام رضا(ع) خيلي صريح مي فرمايند خطر اين فتنه از فتنه دجال براي شيعيان بالاتر است.
فروشگاه تا اطلاع ثانوی نعطیل است. لطفا از ثبت سفارش خودداری فرمایید.
- صبح
- سبکبالان
- ماهنامه سوره
- باشگاه اندیشه
- ساعت صفر
- محمد رضا سرشار (رضا رهگذر)
- انتشارات سوره مهر
- خبرگزاری فارس
- موسسه آرمان
- نواب صفوی
- مطالبه (سایت خوبیه از عدل روم بهتره!)
- نشریه امتداد
- خاطرات جبهه (حمید داوود آبادی)
- شهید مطهری
- شهید بهشتی
- امام خمینی
- صد خاطره
- ساجد
- جزوات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
- نوشته های حامد عبداللهی
- گروه جهادی یزد
- سجیل
- رسانه
- این روزگار-وبلاگ تنها دوست کاشانی ام که البته کم بی معرفت نیست!
- خاطرات یک سرباز سپاه
- آرمان خواهی - حاج آقای کمیلی
- زمبور - حاج آقای خالقی
- راحیل
- دکتر روازاده (تغذیه سالم)
- کلیپ های موبایل مبارز
- 42 روز کچل - خاطرات سربازی
- پلخمون - سیّد محمد جواد میری
- چغوک
- وحید یامین پور - کسیتی ما
- تاریخ شفاهی
- مهدی ابراهیمی
- قطعه شهدا / حسین قدیانی
- خروشی عمارگونه
- مهندسی فرهنگی
- طرحهای فرهنگی
- شهید محبوب(همشهری گرامی)
- طاووس
- سلام سربدار
- رمز عبور
- حمیدرضا غریب رضا
- باغ بالا - تنها دوست خارجی ام!
- شلمرود
- خبرنگار

